4

اواخر جنگ بود قبل از عملیات والفجر۱۰ روی تپه ای نشسته بودیم، رو به حسین آقا گفتم: جنگ اگر تمام بشود و شما شهید نشوید بعد از جنگ چه کار می کنید، حسین آقا سرش را پایین انداخت کمی مکث کرد. سپس سرش را که بلند کرد دیدم در چشمهایش اشک جمع شد و به […]

اواخر جنگ بود قبل از عملیات والفجر۱۰ روی تپه ای نشسته بودیم، رو به حسین آقا گفتم: جنگ اگر تمام بشود و شما شهید نشوید بعد از جنگ چه کار می کنید، حسین آقا سرش را پایین انداخت کمی مکث کرد.

سپس سرش را که بلند کرد دیدم در چشمهایش اشک جمع شد و به من گفت:

من شهید می شوم حتماً شهید می شوم شهادت من ان شاءالله نزدیک است. 

راوی: همرزم شهید برادر مصطفی زبردست

منبع : کتاب سلاله عاشورا

تاریخ انتشار مطلب:۱۳۹۳/۰۹/۰۷ - ۷:۲۳

كانال تلگرامي شهيد حسين املاكي شهيد حسین املاکی سامانه پیامکی تسنیم تابناك وب تابناك وب تابناك وب تابناك وب